خشونت خانگی

 

خشونت خانگی

در ایران روابط خانوادگی زن و شوهر توسط قانون مدنی تنظیم می‌شود که ازدواج را نهادی سلسله مراتبی می‌داند که در آن شوهر بر زن خود اختیار دارد. ماده ۱۱۰۵ می‌گوید: «در روابط زن و شوهر، سمت سرپرستی در انحصار شوهر است».[۷۶] زوج مکلف به نفقه زوجه است ولی در صورت عدم انجام وظیفه زوجه این تکلیف از بین می‌رود: ماده ۱۱۰۸ می‌گوید: «هرگاه زوجه بدون عذر مشروع از ادای وظایف زوجه امتناع کند مستحق آن نخواهد بود.»[۷۶]

ماهیت خشونت خانگی با قوانینی که از کنترل، ظلم و خشونت علیه زنان حمایت می‌کند، پیچیده‌است. حکومت این کار را با ترویج عقاید بنیادگرایانه زنان به عنوان دارایی مردان انجام می‌دهد. این کار را با ایجاد یک سیستم حقوقی نابرابر و مجازات نکردن حمله حتی زمانی که منجر به جراحت شدید یا حتی گاهی مرگ شده‌است، انجام می‌دهد، در نتیجه خشونت خانگی نمی‌تواند صرفاً خانوادگی باشد، بلکه شروع به شکل‌گیری یک خشونت سیستماتیک می‌کند که توسط سنت شعله‌ور می‌شود، توسط مذهب شعله‌ور می‌شود، توسط دولت مستبد مسلط تشویق می‌شود، و فقر و بی سوادی به آن قدرت می‌بخشد.[۷۷] در مرکز این موضوع، این باور در قانون عرفی ریشه دارد، که مردان مسئول امور خانه خود، به ویژه رفتار با اعضای خانواده هستند، و نباید تحت مداخله دولت قرار گیرند.[۷۸]

فمینیست‌های ایرانی معتقدند که مسائل زنان باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرد، زیرا زنان بسیاری در ایران با خشونت خانگی مواجه هستند.[۷۹] روشنفکران دینی با درگیر شدن در تحلیل اکراهی از نحوه طرح سؤال زن در بافت ایرانی پاسخ داده‌اند. تاکنون، تحلیل‌های آن‌ها پیامدهای جنسیتی مبارزه با مطلق‌گرایی و اقتدار سنتی را در نظر نمی‌گیرد. با این حال، تعامل پویای پروژه اصلاحات با مطالبات و خواسته‌های بخش‌های مختلف زندگی عمومی ایران اجازه نخواهد داد که موضوع در اینجا باقی بماند. روشنفکران دینی در تلاش برای بازآفرینی حقیقت اساسی دینی در قالب مفاهیم و نظام‌های فکری جدید، به‌طور فزاینده‌ای باید با نابرابری‌های جنسیتی سیستماتیک به شیوه‌ای نظام‌مندتر برخورد کنند.[۷۹] برخی از عناصر محافظه‌کار جامعه ایران به تلاش‌های فمینیستی برای کاهش خشونت خانگی در ایران واکنش نشان داده‌اند. برای مثال، مینو اصلانی، رهبر بسیج زنان، با تلاش‌ها برای مبارزه با آزار خانگی در ایران مخالفت کرد، زیرا احساس می‌کرد که ارزش‌های سنتی ایران را تهدید می‌کند. بسیاری از افراد در مناصب قدرت نظرات مشابهی دارند و تلاش‌های فمینیستی برای دستیابی به برابری جنسیتی را تهدیدی برای اصول اسلامی می‌دانند.[۸۰]

شیوع خشونت خانگی به عنوان عاملی برای نرخ بالای خودکشی، عمدتاً از طریق خودسوزی، در میان زنان کرد در ایران ذکر شده‌است.[۸۱] مطالعه سازمان بهداشت جهانی در بابل نشان داد که در سال گذشته ۱۵٫۰ درصد از همسران مورد آزار جسمی، ۴۲٫۴ درصد مورد آزار جنسی و ۸۱٫۵ درصد مورد آزار روانی (به درجات مختلف) از سوی شوهران خود قرار گرفته‌اند که دلیل آن درآمد پایین، سن کم، بیکاری و تحصیلات پایین است.[۸۲]

در سال ۲۰۰۴، قاضی طباطبایی، جامعه‌شناس ایرانی، مطالعه خشونت خانگی را برای پروژه مشترکی که توسط مرکز زنان مشاوره ریاست جمهوری، وزارت آموزش عالی و وزارت کشور انجام شد، رهبری کرد. پژوهشگران، متخصصان، روانشناسان و سوسیالیست‌های برجسته دیگری نیز در مطالعه مراکز ۲۸ استان ایران شرکت کردند که پس از چندین سال نتیجه آن به ۳۲ جلد رسید. یافته‌های پرسشنامه شامل متمرکز بر حوزه‌های زیر بود:

  • خشونت علیه زنان و کودکان
  • ازدواج و ازدواج مجدد
  • طلاق
  • تأثیر آموزش و کار بر خشونت و مسائل خانوادگی.[۸۳]

یافته‌های ۳۲ جلدی فقط در اختیار محققان و پژوهشگران مرکز تحقیقات تهران قرار گرفت و با قانونگذاران و سازمان‌های دولتی به اشتراک گذاشته شده‌است. مطالعه ایران، کشوری متنوع با جوامع قومی و فرهنگی بسیار، نتایج متفاوتی را بر اساس استان به همراه داشت. این را می‌توان به فقدان آموزش عالی، اقتصاد و تسلط دین نسبت داد.[۸۴]

  • ۵۳ درصد از زنان متأهل در ایران در سال اول ازدواج چه از سوی شوهران و چه از سوی زن و شوهر مورد خشونت خانگی قرار می‌گیرند.
  • همه زنان متأهل شرکت کننده در این مطالعه در ایران، ۷٫۴ درصد از ۹ دسته آزار را تجربه کرده‌اند.
  • هر چه تعداد فرزندان در خانواده بیشتر باشد، احتمال وقوع خشونت خانگی نسبت به زنان بیشتر می‌شود.
  • ۹٫۶۳ درصد از زنان در این مطالعه گفتند که آرزو داشتند همسرشان در نتیجه آزاری که تجربه کرده‌اند بمیرد.[۸۵]

در ایران روابط خانوادگی زن و شوهر توسط قانون مدنی تنظیم می‌شود که ازدواج را نهادی سلسله مراتبی می‌داند که در آن شوهر بر زن خود اختیار دارد. ماده ۱۱۰۵ می‌گوید: «در روابط زن و شوهر، سمت سرپرستی در انحصار شوهر است».[۷۶] زوج مکلف به نفقه زوجه است ولی در صورت عدم انجام وظیفه زوجه این تکلیف از بین می‌رود: ماده ۱۱۰۸ می‌گوید: «هرگاه زوجه بدون عذر مشروع از ادای وظایف زوجه امتناع کند مستحق آن نخواهد بود.»[۷۶]

ماهیت خشونت خانگی با قوانینی که از کنترل، ظلم و خشونت علیه زنان حمایت می‌کند، پیچیده‌است. حکومت این کار را با ترویج عقاید بنیادگرایانه زنان به عنوان دارایی مردان انجام می‌دهد. این کار را با ایجاد یک سیستم حقوقی نابرابر و مجازات نکردن حمله حتی زمانی که منجر به جراحت شدید یا حتی گاهی مرگ شده‌است، انجام می‌دهد، در نتیجه خشونت خانگی نمی‌تواند صرفاً خانوادگی باشد، بلکه شروع به شکل‌گیری یک خشونت سیستماتیک می‌کند که توسط سنت شعله‌ور می‌شود، توسط مذهب شعله‌ور می‌شود، توسط دولت مستبد مسلط تشویق می‌شود، و فقر و بی سوادی به آن قدرت می‌بخشد.[۷۷] در مرکز این موضوع، این باور در قانون عرفی ریشه دارد، که مردان مسئول امور خانه خود، به ویژه رفتار با اعضای خانواده هستند، و نباید تحت مداخله دولت قرار گیرند.[۷۸]

فمینیست‌های ایرانی معتقدند که مسائل زنان باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرد، زیرا زنان بسیاری در ایران با خشونت خانگی مواجه هستند.[۷۹] روشنفکران دینی با درگیر شدن در تحلیل اکراهی از نحوه طرح سؤال زن در بافت ایرانی پاسخ داده‌اند. تاکنون، تحلیل‌های آن‌ها پیامدهای جنسیتی مبارزه با مطلق‌گرایی و اقتدار سنتی را در نظر نمی‌گیرد. با این حال، تعامل پویای پروژه اصلاحات با مطالبات و خواسته‌های بخش‌های مختلف زندگی عمومی ایران اجازه نخواهد داد که موضوع در اینجا باقی بماند. روشنفکران دینی در تلاش برای بازآفرینی حقیقت اساسی دینی در قالب مفاهیم و نظام‌های فکری جدید، به‌طور فزاینده‌ای باید با نابرابری‌های جنسیتی سیستماتیک به شیوه‌ای نظام‌مندتر برخورد کنند.[۷۹] برخی از عناصر محافظه‌کار جامعه ایران به تلاش‌های فمینیستی برای کاهش خشونت خانگی در ایران واکنش نشان داده‌اند. برای مثال، مینو اصلانی، رهبر بسیج زنان، با تلاش‌ها برای مبارزه با آزار خانگی در ایران مخالفت کرد، زیرا احساس می‌کرد که ارزش‌های سنتی ایران را تهدید می‌کند. بسیاری از افراد در مناصب قدرت نظرات مشابهی دارند و تلاش‌های فمینیستی برای دستیابی به برابری جنسیتی را تهدیدی برای اصول اسلامی می‌دانند.[۸۰]

شیوع خشونت خانگی به عنوان عاملی برای نرخ بالای خودکشی، عمدتاً از طریق خودسوزی، در میان زنان کرد در ایران ذکر شده‌است.[۸۱] مطالعه سازمان بهداشت جهانی در بابل نشان داد که در سال گذشته ۱۵٫۰ درصد از همسران مورد آزار جسمی، ۴۲٫۴ درصد مورد آزار جنسی و ۸۱٫۵ درصد مورد آزار روانی (به درجات مختلف) از سوی شوهران خود قرار گرفته‌اند که دلیل آن درآمد پایین، سن کم، بیکاری و تحصیلات پایین است.[۸۲]

در سال ۲۰۰۴، قاضی طباطبایی، جامعه‌شناس ایرانی، مطالعه خشونت خانگی را برای پروژه مشترکی که توسط مرکز زنان مشاوره ریاست جمهوری، وزارت آموزش عالی و وزارت کشور انجام شد، رهبری کرد. پژوهشگران، متخصصان، روانشناسان و سوسیالیست‌های برجسته دیگری نیز در مطالعه مراکز ۲۸ استان ایران شرکت کردند که پس از چندین سال نتیجه آن به ۳۲ جلد رسید. یافته‌های پرسشنامه شامل متمرکز بر حوزه‌های زیر بود:

  • خشونت علیه زنان و کودکان
  • ازدواج و ازدواج مجدد
  • طلاق
  • تأثیر آموزش و کار بر خشونت و مسائل خانوادگی.[۸۳]

یافته‌های ۳۲ جلدی فقط در اختیار محققان و پژوهشگران مرکز تحقیقات تهران قرار گرفت و با قانونگذاران و سازمان‌های دولتی به اشتراک گذاشته شده‌است. مطالعه ایران، کشوری متنوع با جوامع قومی و فرهنگی بسیار، نتایج متفاوتی را بر اساس استان به همراه داشت. این را می‌توان به فقدان آموزش عالی، اقتصاد و تسلط دین نسبت داد.[۸۴]

  • ۵۳ درصد از زنان متأهل در ایران در سال اول ازدواج چه از سوی شوهران و چه از سوی زن و شوهر مورد خشونت خانگی قرار می‌گیرند.
  • همه زنان متأهل شرکت کننده در این مطالعه در ایران، ۷٫۴ درصد از ۹ دسته آزار را تجربه کرده‌اند.
  • هر چه تعداد فرزندان در خانواده بیشتر باشد، احتمال وقوع خشونت خانگی نسبت به زنان بیشتر می‌شود.
  • ۹٫۶۳ درصد از زنان در این مطالعه گفتند که آرزو داشتند همسرشان در نتیجه آزاری که تجربه کرده‌اند بمیرد.[۸۵]

Popular posts from this blog

مهسا یزدانی به 13 سال حبس محکوم شد

یک زن جوان دانشجوی اهل کوهدشت با هویت آناهیتا امیرپور، با شلیک مستقیم نیروهای لباس شخصی اداره اطلاعات در شهر بروجرد استان لُرستان کشته‌شد